زمزمه های دلتنگی(ندا.........نازنین سیتی)
مرداد 1385
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      
آرشیو

دو سیم کارت در یک گوشی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 29 خرداد ماه سال 1385
در سرزمین عشق رشته کوهی است به نام صفا که این رشته کوه آبرفتی دارد به نام وفا و این آبرفت به پیچی می رسد به نام وداع به امید اینکه هرگز به این پیچ نرسیم

پنجشنبه 25 خرداد ماه سال 1385
شده ارزو کنی براورده نشه

پنجشنبه 25 خرداد ماه سال 1385
خیلی حالم بده

چهارشنبه 24 خرداد ماه سال 1385
نمیدونم خیلی واسه کسی که هم چیزته سخته که ببخشه تو رو

پنجشنبه 18 خرداد ماه سال 1385

 

 امشب دوباره دلم بی صدا شکست با گریه ای غریب و غمی آشنا شکست تا کهکشان غرقه شدن در خیال تو پرواز کرد و چون مرغی رها شکست یک عمر من شکستم و با درد ساختم اما کسی نگفت چرا بینوا شکست ماندم میان موج غریبی ز اشک و آه کشتی صبرم از ستم ناخدا شکست امشب ستاره ها پی دلداری آمدند اما ز داغ من دلشان تا خدا شکست باز به داد دلم رسی........ای کاش امشب دوباره دلم بی صدا شکست!


پنجشنبه 18 خرداد ماه سال 1385
 و چون همه ی عاشقان پذیرای درد عشق به جان و دل هستم . آری ! از روزی که فهمیدم چرا باران می بارد چرا بهار می آید چرا انسان دوست می دارد و چرا من ... ؟ خود را پا به زنجیر و در سلول عشق یافتم ! و هر سحر گاه از دریچه ی سلولم می بینم رنگهای به هم آمیخته را و در این درد سکوت می کشم با رنگهای عشق چهره تنهایی ام را ... عاشقم ! عاشق ... !

پنجشنبه 18 خرداد ماه سال 1385
 کاشکی آسمون همیشه رنگ بارونی بگیره آخه با صدای بارون دل من آروم می گیره کاش از ابر پاره پاره تا ابد بارون بباره کاشکی قطره های بارون از تو باز خبر بیاره تو من رو تنها گذاشتی آخه چاره ای نداشتی دلم رو دیوونه کردی کاشکی تنهام نمی ذاشتی رفتی و رفتی و رفتی تا سفر کردی به ابرا تو من رو تنها گذاشتی تو دو روز تلخ دنیا با یه کوله بار غصه دل من تن

پنجشنبه 18 خرداد ماه سال 1385
من که زندگیمو باختم واسه یه لحظه دیدنت نزار باز دلم بسوزه دوباره وقته رفتنه بی تو دلم خون می شه اگه نیایی تو سینه داقون می شه داد از جدایییییییی داد از جدایی

پنجشنبه 18 خرداد ماه سال 1385
: زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار. بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری

پنجشنبه 18 خرداد ماه سال 1385

 

 عشق یعنی خاطرات بی غبار دفتری از شعر و از عطر بهار عشق یعنی یک تمنا , یک نیاز زمزمه از عاشقی با سوز و ساز عشق یعنی چشم خیس مست او زیر باران دست تو در دست او عشق یعنی ماتهب از یک نگاه غرق در گلبوسه تا وقت پگاه عشق یعنی عطر خجلت ....شور عشق گرمی دست تو در آغوش عشق عشق یعنی "بی تو هرگز ...پس بمان " تا سحر از عاشقی با او بخوان عشق یعنی هر چه داری نیم کن از برایش قلب خود تقدیم کن


پنجشنبه 18 خرداد ماه سال 1385

 

 امشب دوباره دلم بی صدا شکست با گریه ای غریب و غمی آشنا شکست تا کهکشان غرقه شدن در خیال تو پرواز کرد و چون مرغی رها شکست یک عمر من شکستم و با درد ساختم اما کسی نگفت چرا بینوا شکست ماندم میان موج غریبی ز اشک و آه کشتی صبرم از ستم ناخدا شکست امشب ستاره ها پی دلداری آمدند اما ز داغ من دلشان تا خدا شکست باز به داد دلم رسی........ای کاش امشب دوباره دلم بی صدا شکست!


پنجشنبه 18 خرداد ماه سال 1385

 تمام هستی ام را برگی کن ! بر درختی بیاویز ! خودت باد شو ! بر من بوز ! به زمینم بیانداز ! خدا که شدی و از من گذر کردی ... خیالم راحت می شود . جای پاهای تو مرا و همه هستی مرا تقدیس می کند

پنجشنبه 18 خرداد ماه سال 1385

 

 مهم نیست چند بهار در کنار هم زندگی کنیم باور کنید مهم این است که یادمان باشد عمرمان کوتاه است. در پایان زندگی خیلی از ما خواهیم گفت: کاش فقط چند لحظه بیشتر فرصت داشتیم تا خوب بهم نگاه کنیم و همه ناگفته های مهر آمیز یک عمر را در چند ثانیه بگوییم ای کاش با خاطره ها زندگی نمیکردیم


پنجشنبه 18 خرداد ماه سال 1385

 

امشب دوباره دلم بی صدا شکست با گریه ای غریب و غمی آشنا شکست تا کهکشان غرقه شدن در خیال تو پرواز کرد و چون مرغی رها شکست یک عمر من شکستم و با درد ساختم اما کسی نگفت چرا بینوا شکست ماندم میان موج غریبی ز اشک و آه کشتی صبرم از ستم ناخدا شکست امشب ستاره ها پی دلداری آمدند اما ز داغ من دلشان تا خدا شکست باز به داد دلم رسی........ای کاش امشب دوباره دلم بی صدا شکست!


پنجشنبه 18 خرداد ماه سال 1385
: تو کتاب خوندم سیگار بده دیگه سیگار نکشیدم. تو کتاب خوندم مشروب بده دیگه مشروب نخوردم.تو کتاب خوندم دروغ بده دیگه دروغ نگفتم. تو کتاب خوندم عشق بده دیگه کتاب نخوندم

پنجشنبه 18 خرداد ماه سال 1385
 مرگ از زندگی پرسید آن چیست که باعث میشود تو شیرین و من تلخ جلوه کنم؟؟.....زندگی لبخندی زد و گفت:دروغ هایی که در من نهفته است وحقیقت هایی که در وجودت داری

پنجشنبه 18 خرداد ماه سال 1385

: کاش ! قلبم درد تنهایی نداشت سینه ام هرگز پریشانی نداشت کاش! برگهای آخر تقویم عشق حرفی از یک روز بارانی نداشت کاش! می شد راه سخت عشق را بی خطر پیمود و قربانی نداشت

پنجشنبه 18 خرداد ماه سال 1385
: دیشب تو را در خواب  دیدم امشب زودتر میخوابم تا تو را بیشتر  ببینم اگر بدانم که مردگان هم خواب می  بینند من هم میمیرم تا تو را همیشه ببینم

پنجشنبه 18 خرداد ماه سال 1385
 با خیال تو به سر  بردن اگر هست گناه...با خبر باش که من  غرق گناهم هر شب

پنجشنبه 18 خرداد ماه سال 1385

: نشکن دلی که با تو  صادقومهربونه اگه صدا نداره نگو که بی  زبونه

پنجشنبه 18 خرداد ماه سال 1385
 آمدی چه زیبا!گفتم دوستت  دارم،چه صادقانه!پذیرفتی چه فریبانه!  آغوشم برایت باز شد،چه ابلهانه! با تو  خوش بودم ،چه کودکانه! همه چیزم  شدی،چه زود! به خاطر یک کلمه مرا  ترک کردی ،چه ناجوانمردانه! نیازمندت  شدم،چه حقیرانه! واژه‌ی قریب خداحافظ  به میان آمد ،چه بی رحمانه! و من  سوختم، چه عاشقانه! ولی...هنوزم  دوستت دارم غریبه

پنجشنبه 18 خرداد ماه سال 1385
 به سراغ من اگر می‌آیی ای  دوست! بگو تا خبر کنم یاران را ابر را،  باد را، باران را! فرشی از بوی باران  زیر پایت خواهم انداخت نغمه‌ای همچو  شبنم نو خواهم ساخت در این شلوغی پر  دروغ برایم سکوت بیاور که هیچ فریادی  نیست از آن رساتر! برایم لبخندی بیاور  که از چهره شهر من گم گشت برایم  خورشیدی بیاور که مهر بارد بر این  دشت

پنجشنبه 18 خرداد ماه سال 1385
می خواهم عروسک وار زندگی کنم؛ تا اگر سرم به سنگ خورد، نشکشند. تا اگر دلم را کسی شکست، چیزی احساس نکنم. تا اگر به مشکلات زندگی برخوردم، بی پروا به آغوش صاحبم که دخترک کوچکی بیش نیست پناه آورم.
اما نه... چه خوب است که همین انسان خاکی باشم، اما سنگ به سرم نخورد، کسی دلم را نشکند و مشکلات مرا از پای درنیاورد

دوشنبه 15 خرداد ماه سال 1385
بی رنگ بودم
هم رنگ تو شدم، تا تو را به تو بازشناسانم
حال که مرا شناخته‌ای
کم رنگ شدی؟

دوشنبه 15 خرداد ماه سال 1385

 
اسمت را برای همیشه در قلبم ننوشته بودم

و عشقت را برای همیشه در دلم جای نداده بودم
ولی حالا که این کارا کرده ام برای همیشه دوستت خواهم داشت
وهیچگاه و در هیچ مکانی از کاغذ و برگه قلبم حذف نکرده و نخواهد کرد
پس: دوست دارم
دوستت دارم یه عالمه دوستت دارم به وسعت یه آسمون
به وسعت سیارمون دوست دارم به خاطر مهربونیات؛
به خاطر صبوریات دوستت دارم نه در هوس بلکه مثل یه بت پرس
         


یکشنبه 14 خرداد ماه سال 1385
دعا کنین برای سلامتی یک عزیز

یکشنبه 14 خرداد ماه سال 1385
نمی دانم چرا با این که هر شب بی قرارم ولی سر را به دامان خیالت می گزارم

یکشنبه 14 خرداد ماه سال 1385
دوست داشتم

یکشنبه 14 خرداد ماه سال 1385
انتظار خیلی سخته

شنبه 13 خرداد ماه سال 1385
شب است و ماه می رقصد

ستاره نقره می پاشد

نسیم پونه ها ، عطر شقایق ها

ز لب های هوس انگیز زنبق بوسه می گیرد

ولی ...

ولی من در سکوت خلوتم آهسته می گریم

خدایا ....

شنبه 13 خرداد ماه سال 1385
دقایقی تو زندگیت هست که دلت برای کسی اونقدر تنگ میشه که دلت میخواد اونو از تو رویات بیرون بکشی و توی دنیای واقعی با تمام وجوت ، بغلش کنی ، من تصمیم گرفتم غصه نخورم ... با امید برم جلو  ... امید ... امید شاید این تلقین ها کمی بهم کمک کنه ..!. شاید تو رو دیگه نبینمت ... من باید قوی باشم ... من تحمل میکنم ... من گله نمیکنم از دوری از دلتنگی ... از نبودنت ... من میتونم من باید بتونم عزیزم ... شبی که از عشقم پرواز داشتی احساس کردم یه تکه از وجودم پر زد و رفت ... رفت ، چون که دوستت دارم ... تا آخر دنیا حتی اگه

شنبه 13 خرداد ماه سال 1385
امشب دلم گرفته و تنهاست


با من هر چه هست تمناست

امشب دلم ز موج فراقش

چون زورقی شکسته به دریاست

با او نماز قافله عشق

در سینه ام همیشه مهیاست

امشب ستاره های نیازم

بر دشت ماه غرق تماشاست

ساحل که رو به روی تو باشد

رفتن میان موج چه زیباست ...


شنبه 13 خرداد ماه سال 1385

آسمان را هوای بوسیدن خاک است...باران بهانه استمزاحم تلفنی خدا ...


دو ، چهار ، چهار ، سه .......... الو منزل خداست ؟
ببخشید سلام . این منم مزاحمی که آشناست
هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است
ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست
شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است
به ما که می رسد حساب بنده هایتان جداست ؟
الو ، الو ....... دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد
خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست ؟
خدا صدای تو نمی رسد کمی بلندتر
صدای من چطور ؟خوب و صاف و واضح و رساست ؟
اگر اجازه می دهی برایت درد دل کنم
شنیده ام که گریه بر تمام درد ها دواست
............................
............................
خدا مرا ببخش باز هم مزاحمت شدم
دوباره زنگ می زنم دوباره ........... تا خدا خداست .... 

 

جمعه 12 خرداد ماه سال 1385
بیاییم یه کاری کنیم که دل داده الکی خوش نباشیم.

جمعه 12 خرداد ماه سال 1385
چشات به به رنگ دریا
دلت مثل یه سنگ
نگاهت خیلی قشنگ
حرفهات ولی زننده
وقتی که می گم سلام
می گی خدانگهدار
دیگه دوستم نداری مثل
روزهای دیدار

شنبه 6 خرداد ماه سال 1385
Bu aralar içimde bir yangın var در درونم آتشی به پاست
Hem yorgunum birazda suskun هم خسته ام وهم خاموش
Sabah olmaz gönülde yar sancım var فردایی وجود نداره چون دلم پر از درد یاره
Hep dargınım birazda kırgın هم رنجورم وهم دلشکسته
Neler oldu ruhun duymaz چه چیزی باعث شده که روحت مرا درنمی یابه
Gözün göre gönlün bilmez چشمات میببنه اما قلبت نمی دونه
Her ayrılık bir başlangıç هر جدایی یک اغازی است
Bu gidişle sonum olmaz با این رفتن به اخر نمی رسم
Yar یار
Ama dön desem اما اگه بگم بگرد
Seviyorum seni gel desem بگم که تو را دوست دارم بیا
Seni nasıl özledim bir bilsen اگه بفهمی چطور در حسرت دیدارتم
Zaman olur gözümde yaşlar çağlar زمانی میشه که اشک از چشمایم سرازیر میشود
Kah akarlar kah dururlar گهی جاری میشوند گهی خشک میشوند
Bir an olur dilim de sözler ağlar لحظه ای میرسه که حرفها رو زبانم میگریند
Ben aşk derim hüzün olurlar من ازعشق میگویم وآنها محزون میشوند
Neler oldu ruhun duymaz چه چیزی باعث شده که روحت مرا درنمی یابه
Gözün göre gönlün bilmez چشمات میببنه اما قلبت نمی دونه
Her ayrılık bir başlangıç هر جدایی یک آغازی است
Bu gidişle sonum olmaz با این رفتن به اخر نمی رسم
Yar یار
Ama dön desem اما اگه بگم بگرد
Seviyorum seni gel desem بگم که تو را دوست دارم بیا
Seni nasıl özledim bir bilsen اگه بفهمی چطور در حسرت دیدارتم

شنبه 6 خرداد ماه سال 1385
        خط رو اسم من کشیدی یادته  

روزهای بی غم و غصه یادته

                                ببینم اول قصه یـــــــــــــادته

دستمون تو دست هم بود یادته

                               غصه هامون کم کم بود یادته

چشم نازت مال من بود یادته

                               دیدن من غدغن بود یادته

پنهونی سر قرارها یادته

                               تاخیرام توی بهار ها یادته

دستات را می خوام بگیرم یادته

                             راستی تو ، بی تو میمیرم یادته

نامه بدون امضاء یادته

                           اسم مستعار دابی(Dubbi) یادته

چیزی می خواستیم از خدامون یادته

                          مستجاب نشد دعامون یادته
 
یکدفعه ازم بریدی یادته

                       خط رو اسم من کشیدی یادته  

شرطمون سر صداقت یادته

                       تو ، تو مجازات خیانت یادته

چشم من به چشمت افتاد یادته

                      کاری که دست دلم داد یادته

روزگار قهر و آشتی یادته

                   هیچ کس را جز من نداشتی یادته

خط رو اسم من کشیدی یادته   خط رو اسم من کشیدی یادته  

تعداد بازدیدکنندگان : 41392


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها